السيد محمد حسين الطهراني

306

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

لفظ صورت را مجازا بر اسماء و صفات إطلاق نمود . زيرا كه حضرت حقّ سبحانه ، بواسطهء آنها در خارج ظهور پيدا مىنمايد . اين گونه تعبير مجازى در اعتبار أهل ظاهر است . و أمّا در نزد محقّقين فالصّورة عبارة عمّا لا يعقل من الحقائق المجرّدة الغيبيّة . و لا تظهر إلّا بها . و الصّورة الإلهيّة هو الوجود المتعيّن به ساير التعيّنات الّتى بها يكون مصدرا لجميع الأفعال الكماليّة و الآثار الفعليّة . ( صورت عبارت از حقايق مجرّدهء غيبيّه كه به عقل در نيايد ؛ و ظهور پيدا نكند مگر بدان صورت و صورت خداوند ، عبارت است از وجودى كه متعيّن است به جميع تعيّناتى كه بواسطهء آن تعيّنات محلّ صدور أفعال كماليّه و آثار فعليّه در خارج مىگردد . ) سؤال : اگر سائلى گويد : إطلاق صورت بر الله تعالى چگونه توان كرد ؟ ! جواب گوئيم : به قول أهل ظاهر به مجاز باشد ، نه به حقيقت ؛ كه نزد ايشان إطلاق اسم صورت بر محسوسات حقيقت باشد ، و بر معقولات مجاز . أمّا نزد اين طايفه ، چون عالم بجميع أجزائه الرّوحانيّة و الجسمانيّة ، و الجوهريّة و العرضيّة ، صورت حضرت الهيّه است تفصيلا ؛ و إنسان كامل صورت اوست جمعا ؛ پس اضافهء صورت به حقّ حقيقت بود ؛ و به ماسواى او مجاز . إذ لا وجود عندهم للسّوى . كما قال قائلهم : يارى دارم كه جسم و جان صورت اوست * چه جسم و چه جان ، هر دو جهان صورت اوست هر معنى خوب و صورت پاكيزه * كاندر نظر تو آيد ، آن صورت اوست « 1 » چه خوب مولى رومى اين حقيقت را مشروح نموده است بدين چند بيت خود در مثنوى : گر تو آدم‌زاده‌اى ، چون او نشين * جملهء ذرّات را در خود ببين

--> ( 1 ) كلمات مكنونه ، ص 111 و ص 112 از طبع سنگى ؛ در ضمن كلمهء 59 .